سيد محمد كمره اى
48
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
آورده بودند ( در ميدان توپخانه كه مىآمدم آقا ميرزا على اكبر ساعتساز را ديده پرسيدم كه مقاله خوئى كه از براوين هم بد نوشته بود چه شد ؟ گفت فردا در جريده درج مىشود ) بعد با حاج ناظم صحبت اينكه تشكيليون را تمام خواهيم نمود و گفت بارهاى زيادى از مهمات و اسلحه انگليسىها از همدان به قزوين مىآوردند ، جنگلىها زده ، بردند . تلگرافى هم به اداره حوزهها نمودند . تشكيليون كه اين مطلب را فهميدند فورا تدين را با آقا ميرزا اسماعيل نامى فرستادند بهسمت جنگل كه مبادا با ما ارتباطى درست نمايند . بعد اظهار شد كه روز جمعه ميتينگى در مسجد شاه بر عليه انگليسىها كه سليمان ميرزا را گرفتهاند خواهند داد . براوين بلشويك ناهار مفصلى چلو فسنجان ، جاى نسيم شمال خالى ، خورده و چايى هم . خيلى قوام اظهار ميل ورود مرا به خودشان نمود . گفتم من عقيده به تشكيل ندارم ، بعد عصرى جهانيان آمد . من و ناظم دو نيم به غروب بيرون آمده ، ايشان به جايى ، من منزل بصير الدوله كه عذر شب موعود را كه نرفتم بخواهم ، نبود . بعد به منزل دكتر حسين خان رفته قدرى صحبت ، بعد اظهار داشتند كه بايد با براوين به منزل آقا مير سيد محمد طباطبايى برويم . سفارش دكتر انتظام را كه جزو اعضاء افتخارى شعبه فلاحت جمعيت آنها بشود نمودم . گفت در كلوپ مىتوان او را پذيرفت . اگر كميته رأى بدهد در موقع خبر مىكنم . بعد بلند شده بيرون آمديم . از هم جدا شده ، من پياده از راه توپخانه به دكان استاد حسن خان نجار آمده قرار فردا را كه بيايد گذاشتم قدرى هم نشسته بعد مقارن غروب بهسمت خانه آمده معتمد الدوله را در بين راه با احمد [ ديدم ] از درشكه قصد خانه عين الممالك را كه عذر از فراموشى روز دوشنبه بخواهد ؛ باهم رفتيم ، نبود . بعد عنوان شد كه دوشنبه در منزل شاهزاده جريمه ناهار برحسب قرارداد برويم . اثر قحطى بر فرمانفرما ! بعد خانه آمده احمد به مطبعه رفته شب را مشغول فكر و خستگى از دماغ شده . شام آبگوشت با كلم خورده ، پست هم كه امروز آمده بود يك لوله امانتى از